در حال بارگذاری ...
  • یاداشت محمد عارف برای مجید واحدیزاده

    هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

    هر چه نگاه می کنم، تو را جوانی هنرمند، درست گفتار، کوشا برای کمال گرایی تکنیکی، زادگاه دوست، پیشرو و در عین حال بومی گرا، شکیبا و با گذشت، رفیقی وفادار، فروتن و نظربلند، با برنامه و منظم، عاشق و شیدای مرام، گم و پیدا می بینم.

    به گزارش تئاتر اردبیل، آنچه که در زیر می آید یاداشت دکتر محمد عارف، نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ وهنرکشور برای درگذشت چهره نام آشنای تئاتر کشور، مجید واحدیزاده است.

    مجید واحدی زاده عزیز، من در طول سالهای هفتاد تا این لحظه چندین بار تو را دیدم و در همین چندین بار مهرت به روشنی بر دلم نشست. سال هفتاد و یک تو را و غفور ملکی و مهندس جلایی را با کبودان و اسفندیاری که هرگز فراموشش نکردم در یک قاب جاودانه تماشا کردم و سال هفتاد و سه با شوقی فراوان به خاطر دیدار مجدد با روی ماه تو و لبخندهای سنگین و ژرف مهندس و سکوت های معنادار غفور، اما اینبار به دعوت نوریان که آنقدر در دلم مهر و ادب کاشته بودید که با عبدالرضا کاهانی در بدترین شرایط سرمایی و راه طولانی آمدیم. آمدیم و زیارتتان کردیم. و چه خوب هم. اتابک این بند مهر را محکم تر کرد و من شیفته تر شدم. بعدها که ایران نبودم تو را بیشتر در قاموس سفیر تئاتر ایران می دیدم که در خارج از ایران هم عشق می افشانی و جانت را می سوزانی که خیمه تئاتر و معرفت اردبیل و ایران را در خارج هم برافرازی. هر چه زمان بیشتر می گذشت بیشتر در دلم می نشستی. توحید و رضا بهشتی هم این دلبستگی مرا به تو و غفور و مهندس و آن شب سرد زمستانی و آن کاه ها و زیر زمینی که برای اسفندیار آرتاویل ساخته بودید بیشتر کرد و هر چه پیشتر می رفتیم، تو ژرف تر می شدی و بچه های تئاتر اردبیل عزیزتر!
    مجید جان،
    باور کن هر چه به خودم می گویم مرگ برای همه است و دیر یا زود همه به پیش خدا بر می گردیم، تو بیشتر دیده می شوی. نمی دانم چرا باور نمی کنم این خبر را.
    هر چه نگاه می کنم، تو را جوانی هنرمند، درست گفتار، کوشا برای کمال گرایی تکنیکی، زادگاه دوست، پیشرو و در عین حال بومی گرا، شکیبا و با گذشت، رفیقی وفادار، فروتن و نظربلند، با برنامه و منظم، عاشق و شیدای مرام، گم و پیدا می بینم. تو آینه ی تمام نمای آیه ی عشقی که مرگ نتوانسته محوت کند. بی سبب نیست: "هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق". باری در این شب جمعه، و در سکوت سهمگین روزگار ما، روح پاک تو بین ما و علمدار کربلا در آمد و شد است. خوشا به تو که با عزت و نام نیک، البته چند صباحی زودتر!
    نبودنت در تئاتر اردبیل و ایران لطمه ای ست جبران ناپذیر و برای خانواده محترمت دردی بس سنگین.
    خداوند به تک تک عزیزانت شکیبایی بدهد. تئاتر ایران نیز نام نیکت را هماره به خاطر می سپارد.
    اینجانب نیز ضمن عرض تسلیت و همدردی به خانواده داغدارت و هنرمندان تئاتر اردبیل از خداوند بزرگ برای جامعه فرهنگی هنری ایران شکیبایی را خواستارم.

     

    با احترام و فروتنی تمام
    محمد عارف




    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران